قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
445
تاريخ الفي ( فارسى )
چون اشتر اين واقعه به خدمت امير المؤمنين على بازگفت ، امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، حسّان كندى را - كه ابن عمّ اشعث بود - بخواند و فرمود : اى حسّان ! رايات اشعث بستان كه امارت بنى كنده بر تو مفوّض داشتم . حسان رايت از اشعث بستاند . چون اين خبر به معاويه رسيد ابن خديج الكندىّ را بخواند و از نزع رايات اشعث او را خبر داد . ابن خديج نامهاى نوشت به اشعث كه : اگر در عراق رياست كنده از تو فوت شد ، قوم بنى كنده در شام زياده از عراق است . به سوى صاحب ما - يعنى معاويه - متوجه شو تا اعنّهء خيل تو را باشد . چون قاصد كتاب به دو رسانيد و اشعث بر مضمون آن اطّلاع يافت گفت : اگر بر رسول قتل روا بودى ، تو را بكشتمى . معاويه كه باشد كه او را بر امير المؤمنين و وصىّ رسول امين اختيار كنم ؟ آنگاه دست رسول بگرفت و به نزديك ابن عباس آمد . و ابن عباس نزد امير المؤمنين آمد و احوال مكتوب ابن خديج و جواب اشعث را معروض داشت و از جانب اشعث و اخلاص او كلمهاى چند به امير المؤمنين گفت . شفاعت او در معرض قبول افتاد و روايات اشعث بازگردانيده به او عنايت فرمودند . از اين رو امراى كنده شكر بسيار اظهار كردند و بغايت خوشحال گشتند . و از تاريخ ابن اعثم كوفى چنين معلوم مىشود كه چون خبر عزل اشعث به معاويه رسيد شاعر خود را ، كه كعب بن جعيل [ تغلبى ] بود ، فرمود كه بيتى چند مشتمل بر طلب اشعث و ميل او به جانب شام انشا نموده بفرستد . على اىّ حال اخلاص اشعث از آن زياده بود كه به اشعار كعب يا مكتوب مرغوب ابن خديج ملازمت امير المؤمنين و امام المتّقين على ، عليه السّلام ، را بگذارد و مصاحبت معاوية بن ابى سفيان را اختيار نمايد . القصّه ؛ چون امراى كنده اشفاق امير المؤمنين نسبت به اشعث ملاحظه نمودند اميدوار شده گفتند : يا امير المؤمنين ، معمول آن است كه همچنانكه قلم عفو بر جرايم اشعث كشيدى رقم كرم بر جريدهء احوال مصقلة بن هبيره نيز كشيده و كفران نعم از او درگذرى تا او را به سوى خود بخوانيم . و اين مصقلة بن هبيره عامل امير المؤمنين بود بر اموال . « 1 » و چون ديد كه معقل بن قيس
--> - ليلة الهرير بود ، به عنوان ستون پنجم دشمن در سپاه على ( ع ) عمل مىكرد و همو بود كه ، وقتى بنا به مكر و حيلهء عمرو عاص و فرمان معاويه قرآنها بر سر نيزهها زده شد ، براى ترك جنگ در روى امير مؤمنان ايستاد و پافشاريها كرد ، و بعد امر حكميت را بر على ( ع ) تحميل و نقش خود را در انتخاب ابو موسى اشعرى به عنوان نمايندهء امام به نحو احسن بازى كرد . ( 1 ) . در اين زمان مصقله فرماندار اردشير خرّه - فيروزآباد فعلى ، در فارس - بود ؛ - نهج البلاغه ، ترجمهء دكتر سيد جعفر شهيدى ، ص 315 .